عبدالله هبيرى كه از شخصيت هاى ايمانى و انسانى خدمتگذار و دلسوز بود ساليانى چند فقط به خاطر خدمت به مردم و پيش گيرى از ظلم در ادارات بنى اميه كارگزار بود . پس از سقوط بنى اميه بيكار شد و از خدمت رسانى به مردم باز ماند و پس از هزينه كردن آخرين حقوق مالى اش در مضيقه و تنگدستى افتاد .
روزى از شدت تنگدستى و بيكارى به در خانه ى احمد بن خالد وزير مأمون كه مردى بداخلاق و تندخو بود آمد . احمد كه او را مى شناخت از ديدن او بسيار ناراحت شد و به او اعتنايى نكرد ، عبدالله به طور مكرر به خانه ى وزير مراجعه كرد ولى پاسخى نشنيد و محبتى نديد . احمد كه از پى در پى آمدن عبدالله به ستوه آمده بود به غلامش گفت او را به هر صورتى كه مى دانى از در خانه ى من بران و به او اعلام كن كه من هيچ گونه كمكى به تو نخواهم كرد !
غلام كه عبدالله را آدم باشخصيت و انسان باوقار و بزرگوارى مى ديد از دادن آن پيام تلخ خوددارى كرد و خود از نزد خود سه هزار دينار طلا به خانه ى عبدالله برد و گفت : وزير سلام رساندند و گفتند اين مقدار پول را مصرف كنيد كه براى آينده هم فكرى خواهيم كرد .
عبدالله گفت : من به گدايى در آن خانه نيامدم ، نيازى به پول وزير ندارم ، من اعتماد و توكلم به خداست ، خدا كليد حلّ مشكلات مشكل داران را به دست اهل قدرت و مكنت و ثروت و مال و منال قرار داده است ، امروز كه احمد بن خالد وزير مملكت است ، كليد حل مشكل من از جانب خدا در دست اوست . من اگر در خانه ى او مى آيم به شخص خودش كار ندارم ، مرتب مى آيم كه اگر كليد حل مشكل من در دست اوست از آن دست بيرون آورم و اگر نيست پس از ثابت شدنش رفت و آمدم را قطع مى كنم ، پول را به صاحبش برگردان كه من فردا هم به
محل نخستوزيرى خواهم آمد .
احمد بن خالد روز ديگر چون چشمش به عبدالله افتاد ، بسيار ناراحت شد و به نديمش گفت : مگر پيام مرا به او نرساندى ؟ غلام داستان برخوردش را با عبدالله گفت . وزير به خشم آمد و گفت : با قدرتى كه در اختيار دارم به حسابش خواهم رسيد !
احمد بن خالد هنگامى كه پس از گفتگويش با غلام وارد بر مأمون شد ، مأمون گفت : يكى دو روز است تصميم دارم براى استان مصر كه استانى ثروتمند است استاندارى بفرستم . به نظر تو چه شخصى براى آن منطقه لياقت دارد ؟
نخستوزير كه تصميم داشت يكى از دوستان نزديكش را معرفى كند و به قول معروف رابطه را بر ضابطه ترجيح دهد خواست بگويد عبدالله زبيرى ، زبانش بى اختيار پيچانده شد و گفت : عبدالله هبيرى . مأمون گفت : مگر عبدالله هبيرى زنده است ؟ او مردى است عاقل و كاردان و براى اين پست بسيار مناسب است . وزير گفت : او دشمن خاندان بنى عباس است . مأمون گفت : آنقدر به او محبت مى كنيم تا دوست ما شود . وزير گفت : او به سن كهولت رسيده و براى اين پست شايسته نيست . مأمون گفت : او عقل فعال و دنيايى از تجربه است ، فعلا سيصد هزار درهم جهت خرج سفر در اختيارش بگذار تا به مصر رود و به كارگردانى آن منطقه ى حاصل خيز مشغول شود .
لقمان حكيم در پايان موعظه اش به فرزندش فرمود : بايد عقل ملاح كشتى زندگى و قطب نمايش دانش و علم و سكّانش صبر باشد، بى ترديد اين گونه زندگى كه كشتى اش تقوا و بارش ايمان و بادبانش توكل و ملاحش عقل و قطب نمايش دانش و سكّانش صبر باشد زندگى معقول و پربار و مفيدى است و ساحل نجاتش بهشت الهى است

کتاب مناجات نامه خواجه عبدالله انصاري را از اینجا دانلود کنید
الهي گر زارم در تو زاريدنم خوشست ور نازم به تو نازيدن خوشست . الهي شاد بدانم كه بر درگاه تو ميزارم بر اميد انك روزي در ميدان فضل به تو نازم . تو من واپذيري و من واتو پردازم . يك نظر در من نگري و دو گيتي به آب اندازم
الهي كار آن دارد كه با تو كاري دارد . يار آن دارد كه چون تو ياري دارد . او كه در دو جهان ترا دارد هرگز كي تو را گذارد . عجب آنست كه او كه ترا دارد از همه زارتر ميگذارد . او كه نيافت به سبب نايافت ميزارد او كه يافت باري چرا ميزارد . در بر آنرا كه چون تو ياري باشد گر ناله كند سياهكاري باشد .
الهي هر شادي كه بي توست اندوه است و هر منزل كه نه در راه توست زندانست . هر دل كه نه در طلب توست ويران است . يك نفس با تو به دو گيتي ارزان است . يك ديدار از آن تو به صد هزاران جان رايگان است .
الهي چون به بنگريم شاهيم و تاج بر سر و چون به خود بنگريم خاكيم و از خاك كمتر .
الهي باك نداريم به هر صفت كه ما را بداري اما ما به آوردن طاعت خود توفيق ده و هر گونه خواهي دار و روزي من از راه حلال بده و هر چه خواهي ده و مرا به هر صفتي كه خواهي بميران وليكن مسلمان بميران.
الهي بر دار كني رواست مهجور مكن واگر به دوزخ فرستي از خود دور مكن.
الهي گفتي كريمم اميد بدان تمام است تا كرم تو در ميان است نا اميدي حرام است .
الهي اگر يكبار گويي بنده من از عرش بگذرد خنده من.
الهي همه شادي ها بي ياد تو غرور است و همه غم ها با ياد سرور است .
الهي يافت تو آرزوي ماست دريافت تو نه به بازوي ماست .
الهي اين چيست كه دوستان خود را كردي كه هر كه ايشان را جست ترا يافت و تا تر نديد ايشان را نشناخت .


خبرگزاري ابنا:چگونه يك حديث، اينشتين را شگفتزده كرد؟
هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نميشود و تنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اكثر دانشمندان آن را نفهميدهاند.
«آلبرت اينشتين» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله علمي خود با عنوان «دي اركلارونگ Die Erklarung» (به معناي بيانيه) كه در سال 1954 در آمريكا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را كاملترين ومعقولترين دين دانسته است.
اين رساله در حقيقت همان نامهنگاري محرمانه اينشتين با مرحوم آيتالله العظمي بروجردي است. اينشتين در اين رساله «نظريه نسبيت» خود را با آياتي از قرآن كريم و احاديثي از كتابهاي شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبيق داده و نوشته است كه هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نميشود و تنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اكثر دانشمندان آن را نفهميدهاند.
يكي از اين حديثها حديثي است كه علامه مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اكرم (ص) نقل ميكند كه: «هنگام برخاستن از زمين، لباس يا پاي مبارك پيامبر به ظرف آبي ميخورد و آن ظرف واژگون ميشود. اما پس از اينكه پيامبر اكرم(ص) از معراج جسماني باز ميگردند مشاهده ميكنند كه پس از گذشت اين همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است».
اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه «نسبيت زمان» دانسته و شرح فيزيكي مفصلي بر آن مينويسد. اينشتين همچنين در اين رساله «معاد جسماني» را از راه فيزيكي اثبات ميكند. او فرمول رياضي معاد جسماني را عكس فرمول معروف «نسبيت ماده و انرژي» ميداند: E = M.C2 >> M = E /C2
يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره ميتواند عينا به تبديل به ماده و زنده شود.
اينشتين در اين كتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ «بروجردي بزرگ» ياد كرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ «حسابي عزيز» ياد كرده است.
اصل نسخه اين رساله اكنون به لحاظ مسايل امنيتي به صندوق امانات سري لندن (بخش امانات پروفسور ابراهيم مهدوي) سپرده شده و نگهداري ميشود.
اين رساله را پروفسورابراهيم مهدوي (مقيم لندن) ، با كمك يكي از اعضاء شركت اتومبيلسازي بنز و به بهاي 3 ميليون دلار از يك عتيقهفروش يهودي خريداري كرد.
دستخط اينشتين در تمامي صفحات اين كتابچه توسط خط شناسي رايانهاي چك شده و تأييد گشته است.

کودکي که اماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسيد. مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد اما من به اين کوچکي بدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد : از بین تعداد بسياري از فرشتگان من يکي را براي تو در نظر گرفته ام او از تو نگهداري خواهد کرد اما کودک هنوز مطمئن نبود که ميخواهد برود يا نه ؟
اما اينجا در بهشت من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم واينها براي شادي من کافي هستند خداوند لبخند زد.فرشته تو برايت اواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد.
تو عشق اورا احساس خواهي کرد کرد و شاد خواهي بود .
کودک ادامه داد : من چطور مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان انها نميدانم خداوند او را نوازش کرد و گفت فرشته تو زيبا ترين وشيرين ترين واژهايي را ممکن است بشنوي در گوش
تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني
کودک با ناراحتي گفت .وقتي ميخواهم با شما صحبت کنم ؟
اما خدا براي اين سئوال هم پاسخي داشت؟ فراشته ات دستهايت را در کنار هم قرار خواهد داد وبه تو يادخواهد داد که چگونه دعا کني
کودک سرش را برگرداند و پرسيد. شنيده ام که زمين انسانهاي بدي هم زندگي ميکنند. چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟ فراشته ات از تو محافظت خواهد . حتي اگر به قيمت جانش تمام شود "
کودک با نگراني ادامه داد."من هميشه به اين دليل که ديگر نميتوانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود
خداوند لبخند زد گفت:"فرشته ات هميشه در باره من با تو صحبحت خواهد کرد و به تو راه باز گشت نزد من را خواهد آموخت:گرچه من هميشه در کنار تو خواهم بود.
کودک مي دانست که بايد به زودي سفرش را آغاز کند او به آرامي يک سئوال ديگر از خدا پرسيد:"خدايا اگر من بايد همين حالا بروم "نام فرشته ام را به من بگو!؟
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:
"نام فرشته ات اهميتي ندارد . مي تواني او را مادر صدا کنی

وبلاگ مقام مادر و زن
وبلاگ مشاوره و راهنمايي من

به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است .
دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .
یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت.
بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است ".
زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.
پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .
براون شهادتین را گفت و مسلمان شد

خدای من الگویی برای *انسان* است. می آفریند تا به انسان *آفرینندگی* بیاموزد. آزاد است تا انسان *آزاد* باشد. بر همه چیز آگاه است تا امکان *آگاهی* انسان بر همه چیز را گوشزد نماید.
خدای من بزرگ و مطلق است نه *مطلق گرا*! *مطلق* را همچون طاقی نامرئی و دست نیافتنی بر فراز سر انسانها می گسترد تا به آنها نشان دهد که تا کجا می توان پرید.
God’s love is overwhelming
God is big, very big. The universe shows us that.
We see it when we look at the billions of stars.
Everything God has, is big.
Therefor it should be no surprise for us
to read in the Bible that His love for us is big.
Yet, His love is more than that.
It’s not only just big. It’s huge.
It’s bigger than the universe.
Because God is bigger than the universe.
God created the universe. He shaped the stars. He gave form to the earth All creation has been made by His hands.
But His love goes way beyond all of that.
Why? Because God Himself is love. Love is the core of His eternal being.
Therefor He loves you more than you
will ever be able to comprehend.
In His love, God wants to draw you higher
than your own life. He wants to help you
get on a higher level with Him, to be drawn up
in His glory, where you can be overwhelmed
by His presence.




|
| ||
|
|
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم:
وجدت الحسنة نوراً فی القلب و زیناً فی الوجه و قوة فی العمل و وجدت الخطیئة سواداً فی القلب و وهناً فی العمل و شیناً فی الوجه
نیكی را نور دل و آرایه رخسار و نیروی كار یافتم و گناه را سیاهی دل و سستی در كار و زشتی چهره دریافتم.
(كنزل العمال 44084)
یابن مسعود لا تغترن بالله و لا تغترن بصلاحك و علمك و عملك و برك و عبادتك
ای پسر مسعود! به خدا مغرور شود و به پاكی و علم و عمل و نیكی و عبادت خود فریفته مباش.
(مكارم الاخلاق، ج2، ص350)

چقدر خنده داره
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الاهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل کلیسا یا مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره . اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!

نویسنده وبلاگ مزدوج شد ![]()
![]()
من و همسرم رو از دعاتون بی نصیب نزارین ها ....
من هم همیشه دعاگوی شما خواهم بود

پرندگان هم احساس دارن ! پرنده دیگری ( احتمالا جفت پرنده مرده ) با دیدن این صحنه با هل دادن پرنده مرده به جلو سعی می کنه که به اون کمک تا از وسط اتوبان خارج بشه و تا اونجا دور بشن !
مدتی نمی گذره که اتومبیلی دیگه ای به سمت پرنده مرده می یاد و اونو به وسیله باد چند قدم اون طرفثر پرتاب می کنه ، بطوریکه پرنده مرده به پشت میفته ! پرنده دومی دوباره سعی خودشو آغاز میکنه و میخواد که اونو برگردونه که بتونه پرواز کنه و از اونجا نجات پیدا کنه !

پرنده دومی اونو بر می گردونه فریاد می زنه که : چرا بلند نمیشی ؟!
( این همون عکسیه که قبلا دیده بودم و دید ! )

اما پرنده مرده دیگه صدای اونو نمی شنوه ! پرنده دومی بازهم سعی می کنه که پرنده مرده رو ازجاش بلند کنه !
ماشینها یکی پس از دیگه در حال عبور بودن و هر کدوم از اونا به سمتی پرتابش می کردن و پرنده دومی به سرعت اونو دوباره به حالت اولش بر می گردوند تا بتونن از اونجا فرار کنن !
پرنده دیگه ای نزدیک پرنده دومی میشه و میگه که اون مرده و دیگه باید ازش دل بکنی ! اما پرنده دومی به یاد روزهایی که با هم داشتن باز هم تلاششو می کنه تا یه بار دیگه بتونه پروازشو ببینه !
پرنده دومی تمام سعی خودش رو میکنه ! اما ........

عکاس این عکسها میکه دیگه نتونسته ازشون عکس بگیره پرنده دومی جسده رو تا اون سمت خیابون میبره ، هر کاری کرد اون پرنده از جاش بلند نشد ...........

پخش زنده از حرم سید الشهدا ع


ولادت هشتمین گوهر اسمان امامت
حضرت علی ابن موسی الرضا
بر امام عصر حضرت مهدی
عجل الله تعالی فرجه الشریف
و بر تمامی عاشقان اش مبارک باد
ضریح خورشید
|
صـحـن حـرم از نـسـيم پر بود |
|
از پـرپـر (يـا كـريـم) پـر بود |
|
خورشـيـد دوبـاره بـوسه مى زد |
|
بـر چـهـره مـهـربـان گـنـبد |
|
گـنـبـد پـر از آفـتـاب مـى شد |
|
آهـسـته غـم مـن آب مـى شـد |
|
رفـتـم طـرف ضـريـح او بـاز |
|
تـا پـر شـوم از هـواى پـرواز |
|
اطـراف ضـريح گـريـه هـا بود |
|
دلـهـاى شـكـسـتـه و دعـا بود |
|
از چـشـم هـمـه گلاب مي ريخت |
|
بـاران رضـا رضـا رضـا بـود |
|
دل هـاى هـمـه ز بـارش اشـك |
|
مـانـنـد كـبـوتـرى رهـا بـود |
|
عـطـر گـل يـاس در دل مــن |
|
عـطـر صـلـوات در فضـا بود |
|
لب ها همه حرف و درد دل داشـت |
|
بـا او كـه غـريـب آشـنـا بود |
|
بـا يـك بـغـل آرزو و امـيــد |
|
رفـتـم طـرف ضـريـح خورشيد |
|
رفـتـم طـرف ضـريـح روشن |
|
در نـور و فـرشتـه گم شدم من |



امام زمان (عج) در دعای امام رضا (ع)
اللهُمَ اَصلِح عَبدَكَ وَ خَليفَتَكَ بِما اَصلَحتَ بِه اَنبِيائكَ وَ رُسُلَكَ وَ حُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ
وَ اَيِّدهُ بِرُوحِ القُدُسِ مِن عِندِكَ وَ اَسلُكهُ مِن بَينِ يَدَيهِ وَ مِن خَلفِه رَصَداً يَحفَظُونَهُ مِن كُلِّ سُوءٍ
وَ اَبدِلهَُ مِن بَعدِ خَوفِهِ اَمناً يَعبُدُكَ لا يُشرِكُ بِكَ شَيئاً وَلا تَجعَل لأَحَدٍ مِن خَلقِكَ عَلي وَلِيِّكَ سُلطاناً
وَ اَئذَن لَهُ في جِهادِ عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّه وَاجعَلني مِن اَنصارِه اِنَّكَ عَلي كُلِّ شَيئٍ قَديرٌ
این دعا در مورد فرج امامعصر(عج) است و دعا کردن برای آن بزرگوار است
که خداوند زودتر امر فرج حضرت را اصلاح کند و فرج حضرت را تقدیر کند و دولت کریمه ی آن بزرگوار را بر پا کند.
امام رضا فرموده است که این دعا را در قنوت نماز در روزهای جمعه بخوانید.
برای دانلود کردن، روی لینک فوق کلیک راست نموده
و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

حقيقته
ادمها مردن
اونها که مردن زنده هستن
موندم بعضي ها اون دنيا چي ميخواهن جواب خدا بدن
اونقدر احمق هستن که نميدونن جواب هايي که اين دنيا ميدن اون دنيا قبول نميکنن
اونقدر احمق هستن که نميدونن اون دنيا مهر بر دهان شون ميزنن و ميگن :
خدا همه رو ميدونه بي اذن خدا حرف نزن
همه ادعاي قران خوني داريم
رفتار ننگ ما از يزيد بد تره لا اقل يزيد ادعاي همراهي و اطاعت از خدا و اهل بيت نميکرد
بماند حرف زياد و بي پايان
اي پيامبر چه بگويي چه نگويي نميفهمند خدا بر دل ها و گوش ها و چشم هايشان مهر تاريکي نهاد
و انها هدايت نميشوند
اي پيامبر بر دوش تو وظيفه اي جز ابلاغ نيست

الا یا ایها السا قی ادرکاسا وناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل کجا دانند حال ما(مریم و حمید)سبکباران ساحلها
ای فریا د رس فریاد رسا ن به فریا د دلم رس اینک که دستم از همه جا کوتا ه و دلم از همه جا شکسته و امیدم از همه جا قطع گشته و بعد از همه اینها و قبل از همه اینها به سوی تو می آیم ای مهربان پروردگارم ای آنکه امید منی ای آنکه توان منی
از همان روز اول (9مهر)بر تو توکل کردم تا پشتم باشی و تنها نباشم تا بتوانم عشقم را بیابم کنون که در میا نه راهم باز بر تو توکل می کنم قبل از هر چیزو قبل از هر پیا مدی بعد از هر چیزو بعد از هر پیامدی باز هم بر تو امید بسته و بر تو توکل می کنم
اکنون که فاصله ای میان من و عشقم افتاده از تو عاجزانه و ملتمسانه می خواهم که کمکم کنی
خدایا این دست گدای من است که به درگاه غنی چون تو دراز شده این دست کوتاه من است این دست من بندهء حقیرو کوچک توست که به درگاه بزرگی چون تو دراز شده
در این دل شب که غم تمامی وجودم را گرفته و مانده ام که چه بکنم از تو می خواهم که به کرمت این خواستهء مرا که در نظرم بزرگ ولی انجامش برای تو آسان است را انجام دهی تو خود دانائی که من نمی دانم
خدایا تو را قسم می دهم
به عشق حضرت علی و حضرت زهرا
به عشق حضرت ابوالفضل و امام حسین
به عشق حضرت زینب و امام حسین
به عشق خودت و امام حسین
خدایا قسمت می دهم که من و عشقم رو کمک کنی
خدایا قسمت می دهم که هر چی مشکل سر راه رسیدن من و عشقم به همدیگه است همه را تو برداری من به ایه 89 سوره یونس به فال تسبیح خودم
یقین دارم یقین دارم که تو بنده هاتو تنها نمی زاری یقین دارم که تو بهترین سرنوشتها رو واسه همه بنده هات می خوای

بدانکه خدای تعالی در ظاهرکعبه ای بنا کرده که او از سنگ و گل است
و در باطن کعبه ای ساخته که از جان و دل است
و آن کعبه ساخته ابراهیم خلیل است و این کعبه بنا کرده رب جلیل
آن کعبه منظور نظر مومنان است واین کعبه نظرگاه خداوند رحمن
آن کعبه حجاز است و این کعبه راز
حضرت محمد مصطفی (ص) آن کعبه را از بتان پاک کرد
تو این کعبه را از اصنام هوا و هوس پاک گردان
در راه خدا دو کعبه آمد حاصل
یک کعبه صورتست و یک کعبه دل
تا بتوانی زیارت دلها کن
کافزون ز هزار کعبه باشد یک دل

ر
وزي که خدا وعده داده مي ايدو چنان با مدح و ستايش اجابت ميکنيد
که گويي لحظه اي بيش در قبر ها درنگ نکرده بوديد
قران کریم

شما رو به فاطمه زهرا قسم ميدهم خونه نمونين
خونتون رو مسجد دل كنين و قران رو به فارسي بخونين
منو خيلي دعا كنين كه به شدت محتاج دعا شدم
بدونين منم دعاتون ميكنم خدا نگهدارتون باشه هميشه نگهدار شما و مادرهايتان






خدایا حمید تو یه حرف دیگه بیشتر نداره
اونم اینه که فقط تورو داره تو از دل اش با خبری
دیگه فقط باید این رو زمزمه کنم که :
اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست


پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
بی پا و سر کردی مرا بیخواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من
از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
چون می روی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصوده تویی کعبه و بتخانه بهانه
هر در که زدم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی نو
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غائب ز میانه

بدونین و شک نکنین
که هیچ کس جز افریننده شما خدای مهربون ما
دوستدار ما نیست
نه خانواده نه دوستان و اقوام هیچ کس بدرد ما نمیخوره
بخدا قسم شاید الان به حرف من بخندید
اما یه روز که امیدوارم دیر نباشه
می فهمید چی میگم


گر قسمت ام شود که تماشا کنم تو را
ای نور دیده جان و دل اهدا کنم تو را
این دیده نیست قابل دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را
تو در میان جمعی و من غرق حیرت ام
کاندر کجا بر آیم و پیدا کنم تو را
هر صبج جمعه ندبه کنان در دعای صبح
از کردگار خویش تمنا کنم تو را
همچون مویدم به تکاپو مگر دلی
ای آفتاب گمشده پیدا کنم تو را




وان را که منم مأوا آواره نخواهد شد
وان را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد
میچرخم و میرقصم و مینوشم از این جام
بیخود شده از خویشم و از گردش ایام
این عشق الهی است حق لایتناهیست
این عشق الهی است این شور خداییست
آنکس که رخش بیند پاداش نخواهد هیچ
بی او به بهشت اندر یک لحظه بپاید بیش
این عشق الهی است حق لایتناهیست
این عشق الهی است این شور خداییست
از خویش برستم من بر سجده نشستم من
خویشم همه غیر آمد از غیر گسستم من
بتخانه زدم آتش آتشکده را خاموش
لات و هول و عظا از پایه شکستم من
لات و هول و عظا از پایه شکستم من
میچرخم و میرقصم و مینوشم از این جام
بیخود شده از خویشم و از گردش ایام
این عشق الهی است حق لایتناهیست
این عشق الهی است این شور خداییست



ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن
-گر عسس خرد تو را منع کند از این روش حیله کن و ازو بجه دفع دهش بهانه کن
-در مثل است کاشقران دور بوند از کرم ز اشقر می کرم نگر با همگان فسانه کن
-ای که ز لعب اختران مات و پیاده گشتهای اسپ گزین فروز رخ جانب شه دوانه کن
خیز کلاه کژ بنه وز همه دامها بجه بر رخ روح بوسه ده زلف نشاط شانه کن
-خیز بر آسمان برآ با ملکان شو آشنا -مقعد صدق اندرآ خدمت آن ستانه کن
-چونک خیال خوب او خانه گرفت در دلت چون تو خیال گشتهای در دل و عقل خانه کن
-هست دو طشت در یکی آتش و آن دگر ز زر آتش اختیار کن دست در آن میانه کن
-شو چو کلیم هین نظر تا نکنی به طشت زر آتش گیر در دهان لب وطن زبانه کن
-حمله شیر یاسه کن کله خصم خاصه کن جرعه خون خصم را نام می مغانه کن
کار تو است ساقیا دفع دوی بیا بیا ده به کفم یگانهای تفرقه را یگانه کن
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن
-کهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آن مرتع عمر خلد را خارج این زمانه کن
-ای تو چو خوشه جان تو گندم و کاه قالبت گر نه خری چه که خوری روی به مغز و دانه کن
هست زبان برون در حلقه در چه می شوی در بشکن به جان تو سوی روان روانه کن

این چه احساسی ای رب نمیدونم
تا تو رو دارم خدایا هیچ غمم نیست
توی زندگیم بجز تو هیچ کمم نیست
تا تو رو دارم خدایا هیچ غمم نیست
توی زندگیم بجز تو هیچ کمم نیست
یکی فاسدم میخونه یکی کافرم میدونه
یکی میگه الهی اطلا توی این دنیا نمونه
یکی میگه خراب بادس یکی میگه که خیلی سادس
یکی میگه سوار آهوس اون یکی هم میگه ییادس
یکی فاسدم میخونه یکی کافرم میدون
یکی میگه الهی اطلا توی این دنیا نمونه
یکی میگه خراب بادس یکی میگه که خیلی سادس
یکی میگه سوار آهوس اون یکی هم میگه ییادس
تا تو رو دارم خدایا هیچ غمم نیست
توی زندگیم بجز تو هیچ کمم نیست
ای خدا عاشق خسته ام دیگه از زندگی خسته ام
من وفادار به اون عهدی که بستم آره هستم
ای خدا تو این زمونه زندگی شده بهونه
شده ام خسته از این حرفها که شد تیشه بجونه
تا تو رو دارم خدایا هیچ غمم نیست
توی زندگیم بجز تو هیچ کمم نیست
یکی فاسدم میخونه یکی کافرم میدون
یکی میگه الهی اطلا توی این دنیا نمونه
یکی میگه خراب بادس یکی میگه که خیلی سادس
یکی میگه سوار آهوس اون یکی هم میگه ییادس
تا تو رو دارم خدایا هیچ غمم نیست
توی زندگیم بجز تو هیچ کمم نیست


خدايا،احساس ميکنم نفسم چنان از گناه سنگين است که ديگر توان حرکت ندارم
به گنهکار بودنم آگاهم، اما آنچه از تو طلب دارم نور هدايتي است که اميد آنرا دارم
الهي لياقت بهره گيري از آنرا به ما نيز بده
پروردگارا، مرگ را زنگ خطري قرار دادي تا يادمان باشد که دير يا زود نوبت ماست
نه آرزوي عمر بيشتر دارم و نه کمتر
تنها از تو ميخواهم آن هنگام که از يادت غافلم جانم مگيري
و در لحظه ای که در نهایت عشق بتو هستم روحم باز ستانی
عاشقانه دوستت دارم

همه عکس ها در ابعاد بزرگ هستند
و پس از ذخیره در کامپیوتر شما
در ابعاد بزرگ و کیفیت زیاد
دیده میشوند
ب
هت ارامش و غرور نميده که چه خداي قدرتمندي داري ؟
اخر زيبايي اسمانها اگه اين اسمون اول هستش پس اسمون هفتم چيه و کجاست ؟؟؟؟












م
يتوني بشماري چند تا ستاره هست ؟
چ
قدر زيباست مگه نه ؟

م
ن نميتونم زيبايي اينو برات بگم بايد خودت ببيني
و کهکشان ی که در قران با نام گل سرخ امده




و ما بی نهایت از همین ها داریم و میدونیم که داریم اما باز هم فکر میکنیم عددی هستیم
حالیمون نیست عشق چیه و عاشق کیه
ولی ادعای عشق و عاشقی داریم
بیایید بیشتر فکر کنیم
خدا خودش هم در قران گفته : لحظاتی تفکر در افرینش خدا بالاتر از هزار رکعت نمازه
میدونین چرا چون تو نماز که هستیم فکرمون خیلی جاها میره
اما وقتی داریم به خدا و افریده هاش فکر میکنیم دیگه فکرمون همونجاست
عشق یعنی شعله ای افروختن
عشق یعنی در نهایت خودسوختن
عشق یعنی در نهایت سادگی
عشق یعنی با خدا دلدادگی

داره با برگ غرورش ميره با پاي پياده
زير لب ميگه خدايا به غروري که شکسته
اي فرشته ي نجاتم دلم اميد به تو بسته
اي مقدس منو درياب..تو قشنگترين صدايي
اي کليد قفس تن ..اي تو بهترين رهايي
اين ندامته که اينک به تن من کرده ريشه
اگه دستامو نگيري ..درد من چاره نميشه
با تو وحشتي نداره اول و آخر جاده
کاش از اول ميدونستم مهربونيات زياده
وقتي که تو رو ندارم زندگيم وحشت و بيمه
اين که اسمش زندگي نيست
اول در به دريمه
اي مقدس منو درياب..تو قشنگترين صدايي
اي کليد قفس تن ..اي تو بهترين رهايي
اين ندامته که اينک به تن من کرده ريشه
اگه دستامو نگيري ..درد من چاره نميشه
با سخاوتي که داري
فصل بارون و تگرگي
واسه فصل تازگي ها
مثل سحر سبز برگي
وقتي ميشه عاشقونه
تو رو توي آينه ها ديد
چون پرستوي مهاجر
چون ستاره
با تو کوچيد
اي مقدس منو درياب..تو قشنگترين صدايي
اي کليد قفس تن ..اي تو بهترين رهايي
اين ندامته که اينک به تن من کرده ريشه
اگه دستامو نگيري ..درد من چاره نميشه


خداي من باز هم چون هميشه مي خوام از دلتنگي هام برات بگم مي خوام از دنيا و آدماش بگم. خداي من دنيايي كه آفريدي هم زيباست و هم زشت
گاهي توي اين دنيا محبت هست و گاهي هم محنت
تو عشق رو آفريدي خيلي زيبا پايه هاي اين دنيا و هستي بنا نهاده شده بر عشق
اما حيف كه ما آدما اين عشق زيبا رو گاهي به زشتي مي كشانيم
صداقت همراه با عشق رو از ياد مي بريم. اصلا خدا چرا ما آدما عاشق مي شيم
دليلش چي مي تونه باشه ؟ وقتي كه رفتي در وادي عشق و مستي هرگز نخواهي توانست پاي از آن بيرون بنهي اما نبايد از اين حق گذشت كه عالم عشق خيلي زيباست و رسيدن و وارد شدن به اين وادي واسه هر كسي امكان پذير نيست و لياقت خاصي مي خواهد
خوشحالم كه مي تونم بگم كه من هم عاشقم و به اين عشق افتخار مي كنم و تمام تلاشم را به كار مي برم تا به اين دنيا و مردمش بفهمونم كه مفهوم عشق خيلي بالاتر و فراتر از اين چيزي هست كه به نام عشق در اين دنيا وجود دارد. خداي من به من ياري برسون تا بتونم موفق بشم
الله












